جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
633
تحفة الملوك ( فارسى )
صورت ظاهرهء آن استنباط نمودهاند و بعضى از صور و هيئات را دلايل و علامات بر آنها قرار دادهاند . و قدرى از آنها در اين تحفه ذكر نموده مىشود تا اينكه اينكس قبل از آنكه به مصاحبت ردىّ الخلق و ناجنس مبتلا شود يا از صحبت حسن الخلق و همجنس محروم و بىنصيب گردد ، تا وقتى كه به معاشرت و به تجربه چيزى دستگير او گردد ، اجتناب از ردىّ الخلق و ناجنس نموده و صحبت و رفاقت همجنس و حسن الخلق را از براى خود غنيمت شمرده و از اول ، عزلت و فرقت و با دويّم ، صحبت و رفاقت را اختيار نمايد . و تا اينكه اين كتاب ايضا خالى از تفنّنات نبوده باشد . پس مىگوييم كه از جملهء آثار و علاماتى كه از عالم ظاهر و صورت ، دليل و علامت است بر عالم باطن و حقيقت ، علامات و استنباطاتى است كه معلم اول ارسطاطاليس حكيم ، استنباط نموده و به تجربه رسانيده و به اسكندر تعليم نموده ؛ فرموده است كه سفيدى در چشم كه ساطع و درخشان باشد با زرقه و كبودى و شقره ، يعنى سرخى كه غالب بر سفيدى باشد ، دليل و علامت است بر قلّت حيا و خيانت و فسق و فجور و خفت عقل ، پس بايد كه اجتناب نموده بشود از هر ازرق اشقرى . و اگر با وجود اين ، پيشانى او فراخ و ذقن او تنگ يا آنكه موى سرش بسيار باشد ، بايد كه اينكس خود را نگاه بدارد از آن و از هر ناقص الخلقى ، مثل نگاه داشتن خود را از افاعى . و مردى كه بسيار نظر مىنمايد به سوى تو و هرگاه كه نظر به او بنمايى رنگ او سرخ مىگردد و خجل مىشود و از او تبسم ظاهر مىشود ، پس او را مخواه كه آن دوست نيست . و اگر در آنوقت ، چشم او تر و اشكآور گردد ، پس آن دوست تو و خائف از تو است ، خصوصا هرگاه كه چشم او از چشمهاى جامده باشد كه بالذات كم آب است . و اگر نظر بنمايى به سوى او و نظر بنمايد به سوى تو به غير حالت خجالت و نه هيبت برنده از تو ، پس آن حسود تو و مستخف به تو است و غير امين است بر تو . و بدترين چشمها چشم ازرق است و بدترين ازرقها رنگ فيروزجى است . و هر كس كه بزرگ است دو چشم او و به سرعت بههم مىزند ، پس آن حسود و بىحيا و كسلان است . پس اگر با وجود اينها ازرق باشد هرآينه بدتر خواهد بود . و كسى كه دو چشم او در بزرگى و كوچكى متوسطه است و مايل به عور و سرمهدار و سياهرنگ